تبليغاتX
سلام .سلامت باشید

جمعه 1387/02/27

چرانی ناله میکند؟

مرد گفت:خیلی دوست دارم نی بنوازم وشادی کنم.

زن گفت:ماکه نی نداریم.

مردگفت: اگرتوبخواهی می شود تهیه کرد.

زن:چطوری؟

مرد:شنیده ام که ازگور زنها نی می روید. 

زن:اگراینطور است حاضرم به خاطر تو بمیرم.

مرد:اگراین خوبی رادرحق من بکنی هیچ وقت فراموشت نمی کنم.وهمیشه به یاد تو نی مینوازم.

زن مرد و مرداورا دفن کرد.ازگور زن درخت نی زیبایی سبز شد.مرد درخت نی را بریدوخوب تراشش داد.ویک نی زیبا برای خود درست کردومشغول نی نوازی شد.و زن رافراموش کرد.

صدای نی بسیار غم انگیز بود.مرد بسیار تعجب کرد.

مرد محکم تر در نی دمیدتابلکه بتواند صدای شادی ازان درآورد.ولی نی به ناله درآمدکه :ای مرد!چه شد که به این زودی فراموشم کردی؟

حالا که اینطور شد.هیچ وقت نمی توانی با نواختن شادی کنی.

مرد به امید شادی کردن .سالهای سال نی نوازی کرد ولی صدای نی روز به روز غم انگیز تروپرسوزوگدازتر شد.

اگرباور ندارید نی بنوازید تا ناله زن را به گوش خود بشنوید.

(گرفته شده ازمجله موفقیت)

 

 

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 7:57 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/02/24

دلم چه می خواهد؟

می خواهید بدانید دلم چه می خواهد؟

دلم یک دشت پرازگل ،دامن دامن دلخوشی وامید

یک رود تابینهایت صدق ووفا

ساحلی پرازامنیت

گلدانی پرازشمعدانی حیات

چارقدی پرازفخر

ضمیری پرازدلیری وجوانمردی

پیراهنی ازیکرنگی ویکپارچگی

واسمانی پرازستاره های درخشان روزهای آینده

میخواهد

اما افسوس !افسوس که مرا درمیان کویری سوخته رها کرده ایدومن سرابی بیش نمیبینم.!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده:نمیدونم

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 6:19 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/02/23

محکوم

دراین دنیای پرهیاهو که کوه محکوم به سکون

خارها محکوم به تحمل تنهایی

پرستوها محکوم به کوچ کردن،

قاصدک های سپید محکوم به آوارگی،

دریا محکوم به تحمل امواج،

شب محکوم به تحمل سکوت،

روز محکوم به رسیدن،

وقلب باهمه ی صداقتش محکوم به دوست داشتن،

ای کاش تمام قلب ها بجای کینه وجودشان مالامال ازمحبت بود.

به یاد آن روز ............

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 5:27 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •