تبليغاتX
سلام .سلامت باشید

جمعه 1387/04/07

چه زیبا خواهدشداگردراین چند صباحی که میهمان تن خویش هستیم،باشاه کلید عشق قفل دلهای بسته رابگشاییم.تابتوانیم میزبان همه ترانه ها باشیم.اگرعشق رابشناسیم دیگردرقیدوبند ارزش گذاری سطحی نخواهیم بود.چراکه عشق خود یک ارزش عمیق استوبه همه چیزارزش می بخشد.زمانی که ازسایه های کابوس وارنفس ،انصراف دادیم.عشق درماقدم می گذارد، انگاه آرامش معنا پیدا خواهد کرد.اگرفقط ظاهرعشق رابشناسیم ،فقردرونی مابارزتر خواهد شد.برای بودن عشق به زمان خاصی نیاز نیست،اما برای فکرکردن به ان به زمان بسیاری نیاز داریم.اصولا ما فکرمی کنیم بدون عشق زندگی را گم کرده ایم ،درصورتی که زندگی عشق را گم کرده وگروهی ازما هردوتا را.شاید ما از تاریکی درون فقط رنج ببریم،ولی بدون عشق ازسرما خواهیم مرد.عشق چه بی ما وچه باما از دروازه وجود خواهد گذشت،ای کاش بتوانیم به هنگام عبور دریافتش کنیم .اگربتوانیم همچون شمعی ،بذل سروتن کنیم ،بارجسدراار دوش جان برزمین نهاده وازپیله خواب به در آمده ایم.سرگذر پیاده ها ،ازخاکستر پروانه ها ،درخواب مخمل ناز،کنار اشک پشت نقاب ،بیا عشق را باور کنیم.

                                                          برگرفته از مجله موفقیت(شادی برزگر)

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 9:20 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/04/06

برای رسیدن به آرامش باید دری آهنین به روی گذشته

وآینده کشید.وتنها به حال اندیشید................

                                                      دیل کارنگی

می خوام نظرشما دوستان رو دراین مورد بدونم شما نظر دیل رو تایید می کنید یا رد؟

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 8:6 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/04/05

در وصف حضرت دوست

ای دوست ، ای دوست ،جورتواز آن کشم که نام تو نیکوست.

مردم گویند :بهشت خواهی یا دوست.

گویم:ای بیخبران بهشت و دوست هردو نیکوست.

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 7:47 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/04/05

هرکه غمگین کندت شادش کن

                         وآنکه بندت نهدآزادش کن

نیک اندیش بداندیشان باش

                         مصلحت کوش خطاکوشان باش

 

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 6:36 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/04/02

آبی سیاه خاکستری

چه کسی می خواهد من وتو ما نشویم ؟

خانه اش ویران باد!

من اگرمانشوم ،تنهایم

تواگرمانشوی،خویشتنی

 

ازکجاکه من وتو

شورویکپارچگی رادرشرق

بازبرپانکنیم.

 

ازکجاکه من وتو

مشت رسوایان راوانکنیم.

 

من اگربرخیزم

تواگربرخیزی

همه برمی خیزند.

 

من اگربنشینم

تو اگر بنشینی

چه کسی برخیزد؟

 

جه کسی بادشمن بستیزد ؟

چه کسی پنجه درپنجه هردشمن درآویزد؟

 

دشتها نام تو را می گویند.

کوهها شعرمرا می خوانند.

 

کوه باید شد وماند

رودبایدشدورفت

دشت بایدشدوخواند.

 

درمن این جلوه اندوه زچیست؟

درتواین قصه پرهیزکه چه؟

درمن این شعله عصیان نیاز.

 

درتودمسردی پاییز که چه ؟

حرف راباید زد!

دردرابایدگفت!                             شاعرحمید مصدق

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 11:16 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/04/02

نیایش من با خدا

خدایا تو بی نهایت دانا وعادلی ومن ندانسته منکربودم .مراببخشای وراهنمایم باش .تونهایت لطف رابه من داشته ای ،اما من نمی دانستم.

مرادربیراهه ها ی زندگی راهنما بوده ای تودرهمه حال ودرتمام امور

مراهادی وراهنما بوده ای.اما درمهمترین رویداد زندگیم دیگرنهایت لطف

ومحبت رابه من ارزانی داشتی.بطوری که من تا ابدبه خاطر گذشته ناسپاس

خود دردرگاهت شرمنده ونادم خواهم بود .گرچه میدانم به خاطرعظمت عرش کبریایی ات،ناسپاس مرا خواهی بخشید.ومرا عفو خواهی کرد.

من نمی دانستم حکمت امور اتفاق افتاده درگذشته راکه منکرعظمت و

عدالت تو می شدم. ازاین بابت جزاظهارندامت وشرمندگی وسعی برجبران

گذشته هیچ چاره ای ندارم.کمکم کن به تو محتاجم.این گدای درگاهت

بنده حقیرونادمت.

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 7:4 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/04/01

بهترین وقشنگ ترین بخش های زندگی انسان ها، لحظات انجام دادن کارهایی هرچنددر ظاهر کوچک و بی اهمیت است که به بهترین نحو عشق ومحبت را نشان می دهند.

دوست داشتن ومحبت کردن تنها موهبتی است که میشود آن را بارها به اشخاص مختلف هدیه کرد.

 

پس دوستان عشق و محبت راازهم دریغ نکنیم. 

نوشته شده توسط یوسف رحیمی در 7:20 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •